رویای سپید

هر چه میخواهد دل تنگت بگو...!!!

 

دردها دارم عیان کو مرحمی

رازها دارم نهان کو محرمی

مرحم این سینه ی مجروح کو

محرم راز دل این روح کو

مطربا آبی بر این آتش نشان

جوشش دیگ درون را وا نشان

آتش اندر سینه پنهان تا به کی

گریه ام در زیر مژگان تا به کی

از وطن تا دور گشته دیده ای

یک نمش آرام نیست در منزلی

+نوشته شده در نهم آذر 1388ساعت3:14توسط محمد | |

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند
درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

بی مونس و تنها چرا ؟
تنها چرا ؟ حالا چرا

+نوشته شده در سی ام آبان 1388ساعت22:54توسط محمد | |

من خرابم زغم یار خراباتیه خویش

میزند غمزه ی او ناوک غم بر دل خویش

به عنایت نظری کن که من دل شده را

نرود بی مدد لطف تو کاری از پیش

با تو پیوستم از غیر تو دل بُبریدم

اشنای تو ندارد سر بیگانه و خویش

+نوشته شده در بیست و ششم آبان 1388ساعت17:22توسط محمد | |

 

عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده با چشمان تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی درجهان رسوا شدن
عشق یعنی سست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن با ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن

+نوشته شده در سیزدهم آبان 1388ساعت3:12توسط محمد | |

 

همه شب با یاد مه رویی

به دل و جان تاب تبی دارم

چه خبر ان سلسله گیسو را

که پریشان روز و شبی دارم

 

چه کنم گر نامه چنین محزون

نکنم ازگردش پی گردون

که دلی چون ساغر می پر خون

به هوای لعل لبی دارم

 

 

به همه زلفی که نگون کردی

دل من تابنده چو نور کردی

چه بگویم با تو که چون کردی

که چگونه روز و شبی دارم

 

 

+نوشته شده در دوازدهم آبان 1388ساعت2:12توسط محمد | |

آيا ميدانستي که هر چشم مگس داراي 10 هزار عدسي ميباشد

آيا ميدانستي که مقاومت موش صحرايي در برابر بي آبي بيشتر از شتر ميباشد؟

آيا ميدانستي که جمعيت ميمونهاي هند بالغ بر پنجاه ميليون مي باشد

آيا ميدانستي يک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم كافي براي كشتن دوهزار و دويست انسان در اختيار دارد؟

آيا ميدانستي 350 هزار جور مختلف کفش دوزک در جهان وجود دارد

آيا ميدانستي که در هر 2.5 سانتي متر مربع از پوست انسان 36 متر رشته عصبي، هزار و سيصد سلول عصبي، 100 غده عرق، 3 ميليون سلول و 30 متر عروق خوني وجود دارد؟

آيا ميدانستي که نوشابه هاي زرد رنگ زيان بارتر از نوشابه هاي سياه رنگ هستند؟


آيا ميدانستي در عرض بيست سال گذاشته حوادت طبيعي چون زلزله و سيل ، يک ميليون و دويست هزار نفر را بکام خود کشيده و بد نيست اين را هم بدانيد که نود و نه درصد قربانيان در کشورهای فقير بوده اند؟

آيا ميدانستي که شش چپ اندكي از شش راست كوچكتر ميباشد تا فضاي كافي براي قرارگيري قلب فراهم آيد

آيا ميدانستي بزرگترين مرواريد دنيا، 6.4 کيلوگرم وزن دارد. اين مرواريد حدود هفتاد و يک سال پيش در فيليپين از داخل يک صدف بسيار بزرگ در آورده شد. متاسفانه اين مرواريد گرد نيست

آيا ميدانستيد هزارپا، ده هزار نژاد متفاوت دارد و جالبتر اينکه هيچ کدام هزار پا ندارند و بيشترين پا را يک نوع نژادی دارد که در کاليفرنيا يافت ميشود، تعداد پاهای آن به هفتصد و پنجاه تا ميرسد؟

آيا ميدانستي که موناليزا فاقد ابرو ميباشد زيرا در دوران رنسانس تراشيدن ابرو مد بوده

آيا ميدانستي که تقريبا نيمي از كل نشريات جهان در دو كشور آمريكا و كانادا منتشر ميگردد

آيا ميدانستي که تعداد سلولهاي گيرنده بويايي در سگهاي معمولي يک ميليارد و در سگهای شكاري چهار ميليارد عدد ميباشد

.

+نوشته شده در بیست و دوم مهر 1388ساعت13:49توسط محمد | |

اي آمده گريان تو و خندان همه كس!

وز آمدن تو گشته شادان همه كس!

امروز، چنان باش كه فردا چو روي

خندان تو برون روي و گريان همه كس!

 

+نوشته شده در بیست و ششم شهریور 1388ساعت6:18توسط محمد | |